سال ها پیروی مذهب رندان کردم *** تا به فتوی خرد، حرص به زندان کردممن به سر منزل عنقانه به خود بردم راه *** قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردمسایه ای بر دل ریشم فکن ای گنج روان *** که من این خانه به سودای تو ویران کردمتوبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون *** می گزم لب که چرا گوش به نادان کردمدر خلاف آمد عادت بطلب کام که من *** کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردمنقش مستوری و مستی نه به دست من و توست *** آنچه سلطان ازل گفت بکن آن کردمدارم از زلف ازل جنت فردوس طمع *** گر چه در بانی میخانه فراوان کردماینکه پیرانه سرم صحبت یوسف بنواخت *** اجر صبری است که در کلبه اخران کردمصبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ *** هر چه کردم همه از دولت قرآن کردمگر به دیوان غزل صدر نشینم چه عجب *** سال ها بندگی صاحب دیوان کردم+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۶ساعت 22:30  توسط صدف
|
برچسب:
نویسنده: نیما مهدوی
تاريخ: شنبه
21 بهمن
1396 ساعت: 23:21